Sheroshaery

شعر تقویمی ...

1405/2/28 16:52
67 بازدید
اشتراک گذاری

شعر و ترانه.

شعر روز روابط عمومی و ارتباطات ......

یه مجری توی تلویزیون که داره 

باهام ارتباط می گیره تو خبر 

به پاسش منم مغتنم می شمرم

من این لحظه ها رو که داره اثر

یه آلبوم حروفه تو چشماش و من 

با علم و با آگاهی سر می کشم

من هر جا که اخلاق و علم و هنر 

ببینم روابط عمومی می شم

یه شغل پر از استرس شد ببین 

یه همکاری که اون عزیزه برام 

هم افزایی و همدلیشو می خوام

همون وقتا که چای بریزه برام

پل انتقال پیام منی

تو درک شناسایی کشوری

اگه یک ریال هم بمونه برات 

برا ارتباط خرج کن می بری

با انگیزه این را رو دنبال کن

خبر بستر یه تعالی بشه

بذا روزهایی که می بینمت 

ترانه برات مثل بالی بشه

# زهره ـ محمد ـ زمانی #شعر #خبر #تقویمشعر#جدید#سیدـدانیالـمعینـآلـداوود

شهادت امام جواد...

سلام پسر رضا سلام رز مرتضی

اقاقی فاطمه سلام ای گل خدا

ضریح تو است مرا دمی بیاسایم

بخوانم این قرآن برای فردایم

کرامات بسیار که شیعه می داند 

تو را امام سخا و جود می خواند

سلام بر رخ تو بر آن تن پاکت

 به حجره بغداد سلام بر خاکت

چه زود امام شدی سرو بلند رضا

در خاطرم شب و روز آقا بیا و بیا 

تو را به یاد آورد همیشه صاحب زمان

بابلمراد تو یی برای مهدی جان 

# زهره ـ محمد ـ زمانی #شعر #خبر #تقویمشعر#جدید 

روز بزرگداشت حکیم عمر خیام...

یه شاعر که از دور می شناسند

می دونه که این روز ها می گیره

که بسیار می تابه این ماه ناز 

همین که منو مرگ من می بره

نه غصه بخوری نه فراموش کن

فقط می بخوری عشق کوتاه من

که شب می گیره روز پیدا میشه

تویی باز هم اول راه من

بذا خوش با شم یک نفس رو باهات 

به طبع جهانم تو می سازیم

ببار روز دیدار و نزدیک تر 

منو از خودت کن بازم راضی و 

پس پرده ها گفتگو می کنی 

مسافر مسافر جهان دور من 

آیا تو همونی که من می شناسند

که سر می کشی نیمه پر من 

# زهره ـ محمد ـ زمانی #شعر #خبر #تقویمشعر#جدید

روز جهانی موزه و میراث فرهنگی...

تو یه موزه ای که مردم باید 

به تماشای تو از من بشینند 

دوتا چشمای قدیمی تو رو 

توی صورت جوانت ببینند

می بوسم به رسم یک عقیق سبز

پیشونیه مهر موم تو رو من 

دلی هم بخواد به دنیا نمی دم 

این همه رسم و رسوم تو رو من 

یه گنج داری که منو کرده مجنونم 

من عاشق تو نشدم من عاشق اونم

چه بگم به کی بگم تا بدونه 

دستو و پای تو جواهر نشونه

تا می ری بیرون دلم تنگ میشه 

تو رو می می رسونه تا به خونه

خطوط حال تو رو پنهان بکنم

 تا ندونن سر و سرم را باهات

مثله آهنگ قدیمی می پیچه

توی گوشم زنگ زیبای صدات 

یه گنج داری که منو ک

رده مجنونم 

من عاشق تو نشدم من عاشق اونم 

#زهرهـمحمدـزمانی #شعر #خبر #تقویمشعر#جدید

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به Sheroshaery می باشد