شعرشعر
جشن تابستان ... دوتا صندلی گلدار و یه چتر که صندلی ها رو بغل گرفته و تابستان یعنی یه غرق سرم که از این منه کم محل گرفته و تابستان یعنی رشد سریع تموم برگ و سرسبزی خونه و تابستان یعنی یه ساحل شن پیش دریای آرام دیونه یه بام در ستاره خاطرات و شلوغه فصل ها یعنی تابستون یه ماچ آبدار از گونه تو بلوغ فصل ها یعنی تابستون تابستان فصل برگ توت و پیله درختای قشنگ شاه بلوطی دوباره فصل یک هدیه تازست یه پیراهن زیبا رنگ طوسی #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـموزیک#شعرـزهرهـم...

