Sheroshaery

شعرـجدید

#شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـموزیک#شعرـزهرهـمحمدـزمانی#شعر۱#شعراـبنام#شاعر#ترانهـسرا#ترانهـزهرهـمحمدـزمانی#آلبوم#آلبومـشعر#نویسنده#معروف#زهرهـزمانی#مشهور
6 تير 1405

روز اطلاعات بهزیستی

۲۲ تیر روز اطلاعات... تا این زمین زمینه تا آسمون می‌باره  هر کار تو تو دنیا مثبت و معنا داره  تو مادر تمدن گل و شکوفه هستی  قربان آن دمی که کنار من نشستی ببخش اگر نشد خوب طراحی زمانه ببخش من رو خانم ببخش در شبانه سیاره ها بچرخند ستاره ها ببارند  گمان کنم که عطر تو رو برام بیارند این جگر خسته رو این دل وابسته رو  اسیر تو ست یک عمر پس نزن این بسته رو  ۲۵ تیر روز بهزیستی... سلام بر آنها که راه پیامبر رفتند و بخشیدند سلام بر آنها که با کارهای خیر حال خوشی دیدند طراوتی داره کار خوش اونها موج لطیفی بود  بودن تو کار خیر بودن تو بخشایش نقش ظریفی بود یک مهرورزی بو...
6 تير 1405

آرشقلمخام خواری

نمی شد ماهیگیر تور بیندازه ۳ تیر روز آرش... وقتی ستاره ای که بود سمبل باران دیده ای وقتی به اوج اقتدار ای سرزمین رسیده ای وقتی که کیخسرو تو رو یکبار دیگر خوانده است وقتی که آتش نبرد هنوز بر جا مانده است وقتی که تیر و باد و بود دلها ز غم آزاد بود  وقتی کمان را دیدی و ز شادی تو شاد بود  یادت بیاور آرشم سربازی از ایرانیان دریا دلم آبادی آن هرگز تو افسرده مخوان یادت بیاور آرشم مغرور از عشق وطن  تیری کشیدم که نماند هر جانی به جان جان من  ۱۴ تیر روز قلم .... عطر نوشتن آمد روز قلم مبارک فرهنگیان تاریخ بر بیش و کم مبارک  امروز روز نور است روز نوازش تو  هر شیء می پرستد روز ...
6 تير 1405

شعردجدید

۱۰ تیر روز بزرگداشت صائب تبریزی صائب تبریزی ام ایرانی ام اهل جمع شاعران می دانی ام  مردم و در آسمان ها می پرم دختر شعری چو آید در برم گوهر پاک زمانه شاعرم  می زند باران به چشمان ترم  مانده از من چند دیوان پا به جا نظم شهنامه ز شعر ما بخواه نیستم اسکندر و من فاتحم پیرو من تو مرو در راه غم فاتح فتح عظیم آسیا این کبیر از نقش شعر استو بیا شاه بازی قهرمان در خاک من هم فروزان است رخم در انجمن  ۱۲ تیر شلیک به پرواز۶۵۵ایران توسط ناو وینسنس.... هواپیما به سمت عشق می رفت  که شلیکی به پروازش تموم گفت همین که توی دریا کج شدش بال از آینده ای که بود پیش روم گفت توی پر...
1 تير 1405

شعرـجدید

۸ تیر روز مبارزه با سلاح های شیمیایی میکروبی... دستای تاول زده از بمب شیمیایی یه بچه داد می زد مادر جانم کجایی خوزستان بود و سر دشت حتی شهر شلمچه که بمب شیمیایی زدند مثل حلبچه حتی خود عراق هم اکنون نداشت اون روز پیچید گاز خردل با تابوت گلو سوز از بمب شیمیایی جانباز جنگ چه ها شد تو عملیات والفجر مصدوم و ما بینا شد  از خیبر و بدر مونده تاثیر موروثی اش تاثیر گاز خردل آن تیر موروثی اش شعار امروز من ای پرچمم کجایی به امید آینده بی سلام شیمیایی  ۱۰ تیر ماه روز صنعت و معدن ... یه چهره سیاه تو کار معدنه اون چهره سیاه جوونی کنه برای اقتصاد جهاد می کنم  خود اتکایی رو زیاد می کنم...
30 خرداد 1405

شعر

قوه قضائیه ما انقلاب کردیم تا واقعیت را دهید تغییر ای جان  ما انقلاب کردیم تا اینکه مملکت شود دنیای قرآن قد خم نمی کنیم از طوفان و گردباد و هر حادثه ای به ظلم تن نمی‌دیم به ظلم آمده از بد وارثه ای شجاعانه دفاع قدرتمندانه ما هست از عدالت تا نرسیم مقصد ندارد هیچ‌یک ما یک خواب راحت کرامت انسانی دفاع از مظلومان است هدف شهادت ما یکتنه می جنگیدم ما به تن پروری نداریم عادت ما انقلاب کردیم تا که گناهی نکنیم همچون بهشتی برای ما آماده برای ما مهیاست خوش سرنوشتی #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسی...
27 خرداد 1405

شعر

امام چهارم... سرور عابدان تویی از تو چه ها شنیده ام من از لطافت نماز به بوی تو رسیده ام به سجده می افتند ملک از دیدن نماز تو  جان می سپارد جان من از رفت و نیاز تو برای دیدنت دلم ذوب شود ای نازنین هم از تو و نور تو است یافتن خویش چنین امیر زین العابدین روح عبادتها تویی زمانه می گردد ولی برکت ساعتها تویی از زهد تو گل می دهد شکوفه های پاکی است ای چهارمین حجت خلق پوشیده جسم خاکی ات #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـموزیک#شعرـزهرهـمحمدـزمانی#شعر۱#شعراـبنام#شاعر#ترانهـسرا#ترانهـزهرهـمحمدـزمانی#...
26 خرداد 1405

شعر

اعتیاد ... شکوفه ها لطیف تر از اونند دوم بیاورند توی این خونه هر بار که تو می کشی سیگار  چیزی ز خوشبختی نمی مونه از هر طرف صدا زدیم بس کن  از هر طرف صدا زدیم برگرد  هر بار که تو می کشی سیگار  یک نفر رو از جمع کم می کرد  کم می شدی گم می شدی هر بار  یه سایه موند از تو تو جمع ما  طوفان اعتیاد بود اما  کو کشتی نجات این دریا نه چشم و نه گوش و زبان هم نه چیزی نموند ازت خبر داری  بیدار شو بیدار شو دیره  باید بری قایق رو برداری  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#...
26 خرداد 1405

شعر

عاشورا... سلام کن بر مهدی خود  مولا حسین مهربونم گلاب بریز به روی دستاش چون من تو عاشق می دونم دیدند تو رو ولی ندیدند عشق تو به حجت الله باید که اقتدا کنم بر  مولا حسین سرور و آقا هل من ناصر ینصرنی صدای عاشورای تو بود  امام کمثل الامام   انگار مهدی به جای تو بود  گهواره علی اصغر گهواره تنهای مهدی نرجس پریشان است امشب بیتاب یک صدای مهدی ارباب حسین تو یاری ام کن این راه اگر راه خدا بود  به هم بپیوندان دلم را از قلب تو اگر جدا بود  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازن...
25 خرداد 1405
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به Sheroshaery می باشد