شعرـ مناسبتی
صنایع دستی... یه دسته یاس بسته بود به موهاش تا جلو آینه کم نیاره عطرش هنوز مونده تو مشامم بعضی ها روحشون پر نقش و نگاره تو این روزای بی روح آهن سرد میشه با تو گرم گرفت و جلا داد میشه با تو راهیه زندگی شد می شه با تو به دل چقدر صفا داد ای روح نحیف دست ساخته ای که مثل ظرف سفالین تکی ای که زیبایی از همه طرح و نقش ای که مثل روزهای شیرین تکی تو مثل نیاکانت عجیبی و نقش الله رو کوزه می زنی ذوق می کنم من برای تو تو چقدر شبیه زندگی منی #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعر...

