Sheroshaery

شعر

1405/3/26 22:43
33 بازدید
اشتراک گذاری

اعتیاد ...

شکوفه ها لطیف تر از اونند

دوم بیاورند توی این خونه

هر بار که تو می کشی سیگار 

چیزی ز خوشبختی نمی مونه

از هر طرف صدا زدیم بس کن 

از هر طرف صدا زدیم برگرد 

هر بار که تو می کشی سیگار 

یک نفر رو از جمع کم می کرد 

کم می شدی گم می شدی هر بار 

یه سایه موند از تو تو جمع ما

 طوفان اعتیاد بود اما 

کو کشتی نجات این دریا

نه چشم و نه گوش و زبان هم نه

چیزی نموند ازت خبر داری 

بیدار شو بیدار شو دیره 

باید بری قایق رو برداری 

#شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـموزیک#شعرـزهرهـمحمدـزمانی#شعر۱#شعراـبنام#شاعر#ترانهـسرا#ترانهـزهرهـمحمدـزمانی#آلبوم#آلبومـشعر#نویسنده#معروف#زهرهـزمانی#مشهور

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به Sheroshaery می باشد