Sheroshaery

شعر

اعتیاد ... شکوفه ها لطیف تر از اونند دوم بیاورند توی این خونه هر بار که تو می کشی سیگار  چیزی ز خوشبختی نمی مونه از هر طرف صدا زدیم بس کن  از هر طرف صدا زدیم برگرد  هر بار که تو می کشی سیگار  یک نفر رو از جمع کم می کرد  کم می شدی گم می شدی هر بار  یه سایه موند از تو تو جمع ما  طوفان اعتیاد بود اما  کو کشتی نجات این دریا نه چشم و نه گوش و زبان هم نه چیزی نموند ازت خبر داری  بیدار شو بیدار شو دیره  باید بری قایق رو برداری  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#...
26 خرداد 1405

شعر

عاشورا... سلام کن بر مهدی خود  مولا حسین مهربونم گلاب بریز به روی دستاش چون من تو عاشق می دونم دیدند تو رو ولی ندیدند عشق تو به حجت الله باید که اقتدا کنم بر  مولا حسین سرور و آقا هل من ناصر ینصرنی صدای عاشورای تو بود  امام کمثل الامام   انگار مهدی به جای تو بود  گهواره علی اصغر گهواره تنهای مهدی نرجس پریشان است امشب بیتاب یک صدای مهدی ارباب حسین تو یاری ام کن این راه اگر راه خدا بود  به هم بپیوندان دلم را از قلب تو اگر جدا بود  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازن...
25 خرداد 1405

شعرشعر

جشن تابستان ... دوتا صندلی گلدار و یه چتر  که صندلی ها رو بغل گرفته و تابستان یعنی یه غرق سرم که از این منه کم محل گرفته و تابستان یعنی رشد سریع  تموم برگ و سرسبزی خونه و تابستان یعنی یه ساحل شن پیش دریای آرام دیونه یه بام در ستاره خاطرات و  شلوغه فصل ها یعنی تابستون یه ماچ آبدار از گونه تو بلوغ فصل ها یعنی تابستون تابستان فصل برگ توت و پیله درختای قشنگ شاه بلوطی دوباره فصل یک هدیه تازست یه پیراهن زیبا رنگ طوسی #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـموزیک#شعرـزهرهـم...
24 خرداد 1405

شعر

بیابان زدایی... ای ریه خشک شده ،سلام بیابون زمین از رفتن سبزی تو ،بیا و آهم رو ببرین اینجا یه روز آبادتر،از همه دنیا بود  گل بود و گل گل بود و گل ،ابنجا چقدر زیبا بود صدای آب میومد ،از آبشاری نزدیک  خنک تر از بارون بود ،میون هر شب تاریک پروانه ها پر می‌زدند تو قاب زیبای خدا اینجا یه روز سرسبزی بود ،به جای این خیابونا دامن ما رم می گیره، خشکی این تکه زمین قلبت بیابون نشده ،خودتو مسئول ببین #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـموزیک#شعرـزهرهـمحمدـزمانی#شعر۱#شعراـبنام#شاعر#ترانهـسرا#ت...
10 خرداد 1405

شعر

پدر ... کاش پدرت بودم دختر مینابی می خوندی ای بابا چرا نمی خوابی رویای مدرسه بود هنوز توی سرت همبازی هات رفتند که پیر شد پدرت کاش پدرت بودم تو روزهای سخت امام از این دنیا امان از این بخت کاش پدرت بودم اونجا کنار تو  شریک غم‌های بی اختیار تو  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـموزیک#شعرـزهرهـمحمدـزمانی#شعر۱#شعراـبنام#شاعر#ترانهـسرا#ترانهـزهرهـمحمدـزمانی#آلبوم#آلبومـشعر#نویسنده#معروف#زهرهـزمانی#مشهور
9 خرداد 1405

شعرـسازمانی

اهدای خوان ... قطره قطره خون تو به زندگی جان می دهد کاری که می می کنی به حس باران می دهد برای این فدا کاری دنبال هر فرصت بگرد هر یک نفر نجات داد گویی همه را زنده کرد تو کشوری تو میهنی تو جانفدا پیام تو نجات می دهی ولی طبیب نیست نام تو جایی که به کار دگر پول برای ماندن میاد  طلای سرخ جان تو یک زندگی نجات داد جایی که اشک مادران کار شفا نمی کنند و قطره قطره خون تو ببین چه ها نمی کند فرصت زندگی دادن به وسعت یک آسمون ۱۴ ژوئن شد و سالروز اهداء خون  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعرـآهنگ#شعرـموسیقی#شعرـم...
9 خرداد 1405

شعرـ مناسبتی

صنایع دستی... یه دسته یاس بسته بود به موهاش تا جلو آینه کم نیاره عطرش هنوز مونده تو مشامم بعضی ها روحشون پر نقش و نگاره  تو این روزای بی روح آهن سرد  میشه با تو گرم گرفت و جلا داد میشه با تو راهیه زندگی شد  می شه با تو به دل چقدر صفا داد ای روح نحیف دست ساخته ای که مثل ظرف سفالین تکی ای که زیبایی از همه طرح و نقش ای که مثل روزهای شیرین تکی تو مثل نیاکانت عجیبی و  نقش الله رو کوزه می زنی ذوق می کنم من برای تو  تو چقدر شبیه زندگی منی  #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازندگان#شعرـکنسرت#شعر...
8 خرداد 1405

شعرـهایـمذهبی

قیام ۱۵ خرداد اول اذان هر محله، روحانیا معلومه جاشون عطر خوش نماز می پیچه ،در صف اول صداشون  روزهای یوم الله هر بار ،تو دسته دیده می شن از دور  دلشون صید الله جانه، چون ماهی افتاده در تور  با پرسش و پاسخ همیشه ،رابطه ای دارد روحانی اهل روابط عمومی ،مخاطب های امتحانی  اهل همیشه پیشتازی ،اهل روایت است روحانی  برا خودش برای مردم ،دنبال حاجت است رو حانی روحانی اون اسب عرب که ،میره تموم شه ایست نداره آدم دلش می خواد برای، روحانیت هر روز بیاره( رهبر فرمود :من اسب عربی هستم ) #شعرـ زهرهـمحمدـزمانی#شعرـفارسی#شعرـمذهبی#شعرـبهروز#شعرـجنگ#شعرـعاشقانه#شعرـجدید#شعرـرمان#شعرـخوانندگان#شعرـنوازن...
7 خرداد 1405

شعرـمذهبی محیطـزیست

عید غدیر .... عید زیبا عید بیعت با علی  عید پیمان غدیر آمده  با اذان از کوچه ها ردشو بیا نور جبرئیل آسمان را در زده شیعه یعنی تشنه عدل علی شیعه یعنی عاشق ولی شدن هر چه گوید مقتدا تو گوش دار  شیعه یعنی شیعه علی شدن  عید کامل کردن دین خداست  دست در دست علی بود و رسول  نایب خود را نشانم داد و رفت  عاشق آن یک ولی بود و رسول حبی از او در دلم انداخته  قلب من را آسمانی ساخته  گویا عمری همیشه مر کبم از برای دیدنش می تاخته  عید زیبا که به گوش جان شنید  این بشارت از خدا مولای من  که ملی بر هر که مولا بوده است  بعد از این آمد علی...
4 خرداد 1405
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به Sheroshaery می باشد